زين العابدين شيروانى

442

بستان السياحه ( فارسي )

آن محل قابل آن قصر و عمارت نبود معلوم نيست كه خسروپرويز چه فكر نموده بارى هواى كرم دارد و آبش هم چندان عذوبت ندارد مكرّر ديده شده است علف خرزهره كه سمّ حيوانست در آن ديار فراوانست و باغات ندارد و زراعتش بسيار كم است ذكر قصير تصغير قصر است بر وزن عمير نام چند موضع است يكى در ديار شام راقم نديده و ديكر بندريست از بنادر مصر و او كنار بحر قلزم واقع مسافت چهل و هشت فرسخ از رود نيل دور و آب آن بندر از دو روز راه مىآيد زراعت هم ندارد قرب هفتصد خانه در اوست و هوايش كرمست و مردمش قوم عرب و همكى شافعىمذهب راقم دو سه روز در آن بندر بوده ذكر قطراى قريه‌ايست از قراى نيريز آبش از كاريز و هوايش طرب‌انكيز است قرب صد خانه در اوست كويند دولت بسيار در اوست مردمش خالى از شرارت نباشند ذكر قطيف بر وزن لطيف از بلاد بحرين بعضى او را علىحدّه شمارند و برخى از بلاد هجر پندارند بهر تقدير از اقليم سيّم و هوايش كرم و مردمش قوم عرب اكثر شيعى و مقتدر اهل سنّت و جماعتند نخلستان فراوان دارد و عباى خوب در آنجا بافند راقم اكرچه قطيف نديده امّا مردمش بسيار مشاهده كرديده است ذكر قعقاع ناحيه‌ايست نفّاع مشتملست بر قراى خوب و مزارع مرغوب آبش خوش‌كوار و هوايش سازكار است آن ناحيه از نواحى بعلبك و از مضافات دمشق است و در ميان جبل لبنان و قصير اتّفاق افتاده و سمت غرب و شرقش فىالجمله كرفته و شمال و جنوبش كشاده است مردمش قوم عرب و اكثر شيعىمذهبند و سنّى و علىاللّهى و نصارى و يهود نيز دارد باغاتش فراوان و غلّاتش ارزانست راقم ديده است ذكر قلّات بعضى او را كلات كويند همانا بمعنى قلّه كوه و در عرف مراد از محكمه است از كوهستان زيرا كه راقم چهار قلات ديده همكى بر اين منوال به نظر رسيده است بزرك‌ترين آنها قلات خراسانست كه مشهور به كلات نادريست و ديكر قلات غلجائى است و آن در يك‌منزلى قندهار در راه كابل واقع شده و آن قلّه بزركست و چشمهء عظيم در ميان قلعهء او جاريست و جوانب آن تل واسعست و ديكر قلات نصير خان بلوچ كه در بلوچستان اتّفاق افتاده است آن نيز جائى محكم است و ديكر قلات سرخ است كه در شش فرسخى شيراز واقع و آن قريه‌ايست كه در جبال شامخه اتّفاق افتاده محلّى خوب و آب و هوايش مرغوبست باغات فراوان دارد مكرّر ديده شده است ذكر قلماق نام طايفه‌ايست در دشت قبچاق امّتى بسيار و قومى بيشمارند اكنون در دشت توران و كابلستان سكونت دارند و كويند كه در ملك تركستان و روس نيز بيشمارند اكثر حنفىمذهب و بعضى لامذهبند غلام و كنيز قلماق چندان امتياز ندارند راقم بسيار ديده ذكر قلعة الرّوم از مضافات حلب است كويند جائى خوش و محلّى دلكش است اكرچه راقم نديده امّا بسيار شنيده و بقرب و جوارش رسيده است ذكر قلعهء آقا قريه‌ايست قصبه مانند از بلوك رفسنجان و از توابع كرمان در زمين هموار اتّفاق افتاده و اطرافش كشاده است قرب هفتصد خانه در اوست آب و هوايش نيكوست مكرّر ديده شده مردمش شيعىمذهب و جنگلىمشربند استماع افتاد كه آنجا را يكى از آقايان اسماعيلى احداث كرده است ذكر قموص نام دو موضع است يكى نام قلعهء از قلاع خيبر بوده و سرور اولياء آن قلعه را كشوده و ديكر نام بلوكى است از بلوكات كشور صعيد و ناحيه‌ايست مستفيد و كويند دارالامارهء آن نيز قموص نام دارد و هفتاد پاره قريه در اوست ذكر قموق بعضى آن را قمق بىواو نويسند بضمّ قاف بلده‌ايست از بلاد داغستان و در ميان جبال شامخه واقع و از اقليم ششم هوايش به‌غايت سرد و مردمش قوم لكزى و عموما شافعى راقم قمق را نديده امّا قوم لكزى بسيار ديده و صحبت ايشان را شنيده است ذكر قمرود بضمّ قاف قريه‌ايست از قراى قم و در زمين هموار واقع و اطرافش واسع و قرب پانصد خانه در اوست آبش كم و هوايش فىالجمله نيكوست مردمش همگى علىاللّهيند مكرّر مشاهده شده چندان تعريف ندارد ذكر قم از بلاد عراق و مشهور آفاق است از اقليم چهارم و هوايش كرم اندك و آبش از كاريز و خاكش حاصل‌خيز رود آب هم دارد كويند آن شهر را طهمورث ديوبند احداث كرد و بمرور ايّام روى به خرابى آورد و حجّاج بن يوسف ثقفى بر تعمير آن همّت كماشت و نيز كفته‌اند كه ابتداى بناى قم در سنهء هشتاد و سه هجرى در زمان